چهارمین سفر به شمال تو سال 94
سلام بهانه ی قشنگ شاد بودن من و بابایی؛ نیکا جونم روز سه شنبه بود، بابا یهویی غافلگیرمون کرد و گفت که عمو محمود تو انزلی ویلا گرفته، به همراه عمه جون و محدثه جون رفتن شمال و ما هم فردا میریم.من و تو خیلی ذوق کردیم و شما همش میگفتی بلیم دیا پیش محدثه. درسته مدت سفرمون کم بود ولی خیلی خوب بودو خوش گذشت. قربونه ژسه قشنگت یوقت گردنت درد نگیره عزیزم ما 4شنبه 94/5/25ساعت 3بعداظهر حرکت کردیم مامانی تا بابایی بیاد یزله لالندگی کنم بابایی منم می خوام نماز بخونم صندلی عقب جایگاه شما بود برای خودت قشنگ بازی میکردی تازه بهت میگفتم بیا جلو پیش مامان، نمیومدی اینجا هم ن...
نویسنده :
مامان و بابا
15:35












